تبليغاتX
شوق دیدار

شوق دیدار

مردم بنده نام اند و نان

شکوه

خداوند عزوجل فرمود:

ای پیامبر، هر که سه روز بیمار شود و به هیچیک از عیادت کنندگانش شکایت نکند

 گوشت و خونی بهتر از آنچه دارد جایگزینش می کنم.

کافی ج ۳ ص ۱۱۵

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 اردیبهشت1390ساعت 4:59 PM  توسط عباس آزادیان  | 

گناه

پیامبر می فرماید:

گناه برای غیر گناهکار هم شوم است؛ اگر بر او عیب گیرد (به همان) مبتلا شود، اگر او

 را غیبت کند گناه کرده، و اگر به گناه رضایت دهد در آن شریک شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 اسفند1389ساعت 1:9 PM  توسط عباس آزادیان  | 

عاشقی جرم قشنگی ست

 

اي نگاهت نخي از مخمل و از ابريشم

چند وقت است که هر شب به تو مي انديشم

 

به تو آري ، به تو يعني به همان منظر دور

به همان سبز صميمي ، به همین باغ بلور

 

به همان سايه ، همان وهم ، همان تصويري

 که سراغش ز غزلهاي خودم مي گيري

 

به همان زل زدن از فاصله دور به هم

يعني آن شيوه فهماندن منظور به هم

 

به تبسم ، به تکلم ، به دلارايي تو

به خموشي ، به تماشا ، به شکيبايي تو

 

به نفس هاي تو در سايه سنگين سکوت

به سخنهاي تو با لهجه شيرين سکوت

شبحی چند شب است آفت جانم شده است

اول اسم کسی ورد زبانم شده است

 

در من انگار کسی در پی انکار من است

 یک نفر مثل خودم ، عاشق دیدار من است

 

یک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگی اش

می شود یک شبه پی برد به دلدادگی اش

 

آه ای خواب گران سنگ سبکبار شده

بر سر روح من افتاده و آوار شده

 

یک نفر سبز ، چنان سبز که از سرسبزیش

می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش

 

آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست

راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟

اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست

پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یکیست؟

 

حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش

عاشقی جرم قشنگی ست به انکار مکوش

 

آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود

آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود

 

اینک از پشت دل آینه پیدا شده است

 و تماشاگه این خیل تماشا شده است

 

آن الفبای دبستانی دلخواه, تویی

عشق من, آن شبح شاد شبانگاه تویی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 دی1389ساعت 4:41 PM  توسط عباس آزادیان  | 

موعظه

 

مست باش و مخروش، گرم باش و مجوش، شکسته باش و خاموش، که سبوی درست

 را بدست برند و شکسته را بدوش کشند، نجات خواهی مبتلا شو، بقا خواهی از پی فنا

 شو. اگر داری طرب کن و اگر نداری طلب کن. یار باش و اغیار مباش ...

کمال انسان به تصرف دل است، باقی مثال آب و گِل است. اگر یار اهلست، صحبت با

 اهل بدرقه‌ی دل و جانست و صحبت با نااهل تفرقه‌ی خانمانست، آن مصاحبیست برای

 افزودن جان وین صاحبیست برای ربودن نان.

مصاحب اول را شفیق جان خوان و مصاحب نااهل را رفیق نان دان ...

 

خواجه عبداله انصاری

رساله‌ی مقولات

ازموعظه‌ی دوم

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 آذر1389ساعت 12:54 PM  توسط عباس آزادیان  | 

رودخانه

در دره ی کادیشا، آن جا که رود خروشانی جاری است، دو جویبار کوچک به هم رسیدند. یکی از

آن ها گفت:«دوست من، از چه راهی آمدی و راهت چه طور بود؟»

دیگری پاسخ داد: «راهم ناهموار بود. چرخ آسیاب شکسته بود و کشتگری که اغلب مسیر مرا به

 سمت این گیاهان هدایت می کرد، مرده. مجبور شدم با گل و لای و لجن تنبلی در آفتاب مبارزه

 کنم. اما راه تو چه طور بود، برادر؟»

جویبار دوم پاسخ داد:« راه من متفاوت بود. در میان گل های معطر و بیدهای مجنون از تپه فرود

 آمدم، زن ها و مردها با جام های سیمین از ؟آب من نوشیدند، و بچه های کوچک کنارمن نشستند

 و با پاهایشان با من بازی کردند، در اطرافم تنها خنده و ترانه های شیرین بود. متاسفم که راه تو

 چندان شاد نبوده.»

در همان لحظه، رود غرید و گفت: «بیایید، وارد شوید، به دریا می رویم. بیایید، بیایید و دیگر حرفی

 نزنید. با من باشید. به دریا می رویم. بیایید، بیایید، چرا که در من، تمام سرگردانی هاتان، شاد یا

 ناشاد را از یاد می برید. بیایید، بیایید. وقتی به قلب مادرمان، دریا، برسیم، همه ی گذشته

 را فراموش خواهیم کرد

جبران خلیل جبران- باغ پیامبر و سرگردان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 مهر1389ساعت 12:37 PM  توسط عباس آزادیان  | 

الله

 

الله همان است که همه مخلوقات هنگام نیازها، سختیها و نا امیدی

از هر چیز، به او پناه می آورند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 مهر1389ساعت 1:13 PM  توسط عباس آزادیان  | 

کعبه

 

بـه گـرد کعبـه می گـردی پریشان          کـه وی خود را در آنجا کرده پنهان

اگــر در کعبــه می گـــردد نمـایـان          پس بگرد تا بگردی بگرد تا بگردی

 

در اینجا باده مینوشی ، در آنجا خرقه می پوشی ، چرا بیهوده میکوشی

در اینجا مـــــردم آزاری ، در آنجا از گنـــــــــــــه آری ، نمی دانم چه پنداری

 

در اینجــا همـــدم و همسایــــه است در رنــج و بیمــاری

تو آنجا در پی یاری

چــه پنـــداری کجــــا وی از تـــو می خواهـد چنین کــاری

 

چه پیغــامـــی که جــز بــا یــک زبــــان گفتـــن نمی داند

چه ســلطانی که جــز در خـــانـــه اش خفتــن نمی داند

چه دیداری که جز دینار و درهم از شما سفتن نمی داند

 

به دنبال چه می گردی که حیرانی

خـرد گم کرده ای شاید نمی دانی

 

همـــای از جــــان خـــود سیری           کـــه خـــامـــوشی نمی گیـــری

لبت را چون لبــــان فرخی دوزند           تو را در آتش اندیشه ات سوزند

هــــــــزاران فتنـــــــه انگیـــــــزند           تــــو را بـــر سر در میخانه آویزند

 

 

« شعر آهنگ از همای »

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 مهر1389ساعت 6:56 AM  توسط عباس آزادیان  | 

ماه رجب

yobuud2gv1np40f5zo00.jpg

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 خرداد1389ساعت 1:39 PM  توسط عباس آزادیان  | 

نجوای عاشقانه

6nbvhchdv99hgq79fxi.jpg

در دفع هم و غم

ای گشاینده عقده ها  و ای درهم شکننده انبوه و اندوه

ای که ابرهای کدورت و غم را از افق فکرها برکنار می کنی، ای بخشنده این جهان و آن جهان.

ای بخشنده دنیا و آخرت به روان مقدس محمد و آل محمد درود فرست و گره از کارم بگشای و ابر غم از افق فکرم بر کنار کن و انبوه اندوهم را در هم شکن

ای یکتا، ای یگانه، ای کمال مطلوب و منتهای آرزوها و امیدها

ای آن کس که کسی تو را نزاییده و کسی را نزاییده ای

ای پروردگار بی همتا! که به ذات اقدس خود قیام داری و هیچ کس، همسر و همدم تو نیست.

پروردگارا! مسئلت من، مسئلت موجود درمانده ای است که سخت محتاج و پریشان است، نیرویش کاهش یافته و گناهانش افزایش یافته است. مسئلت من، مسئلت ناتوانایی است که جز تو را توانایی نمی بیند تا از قدرتش بهره مند شود.

پروردگارا، به بنده شرمگین خویش حالتی عطا کن که با حالت و رغبت دعا کند، آنچنان که دوستان مخلص تو به درگاه تو با این حالت دعا می کنند.

پروردگارا! چنان کن که در مقام عبودیت خویش از تو بیمناک باشم و سعادتی نصیبم فرما.

که رضای ذات مقدس تو را به هر چه مطلوب و محبوب است برگزینم و فرمان تو را بی اعتنا به قهر و مهر مردم به کار برم.

حاجت من این است که ای آفریدگار به رغبتم در حاجتم بیفزای و مرا از عافیت برخوردار کن.

پروردگارا به من توفیقی عنایت فرما که صمیمانه بر ذات اقدس تو توکل و اعتماد کنم و دفتر اعمالم فرخنده ترین دفترها باشد.

مایه آسایش و منبع امیدم تو باشی و کار من به خیر من پایان گیرد.

ای گشاینده عقده ها و برطرف کننده هم ها و غم ها به رحمت تو ای مهربان تر از هر کس پناه آوردم و به روان مقدس محمد و آل محمد و بندگان برگزیده، پاکدامن و پارسای خویش صلوات و تحیات بسیار فرو فرست.

 

فراز 54 صحیفه سجادیه

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 خرداد1389ساعت 5:52 PM  توسط عباس آزادیان  | 

چقدر خنده داره!

twoy9jiqallye3t5gzdq.jpg

 

لطفا تا آخرش بخونید

- چقدر خنده داره که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!

- چقدر خنده داره که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد

- چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت  می گذره!

- چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

- چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم!

- چقدر خنده داره که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه !

- چقدر خنده داره که سعی می کنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم!

- چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

- چقدر خنده داره که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان قران رو به سختی باور
می کنیم!

- چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت برن!

- چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می گیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو می شنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می کنیم!

خنده داره اینطور نیست؟                   

دارید می خندید ؟

دارید فکر می کنید؟

این حرفا رو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاسگزار باشید که او خدای دوست داشتنی ست.

آیا این خنده دار نیست که وقتی می خواهید این حرفا را به بقیه بزنید خیلی ها را از لیست خود پاک می کنید؟ به خاطر اینکه مطمئنید که اونا به هیچ چیز اعتقاد ندارند.

این اشتباه بزرگیه اگه فکر کنید دیگران اعتقادشون از ما ضعیف تره

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 اردیبهشت1389ساعت 1:0 PM  توسط عباس آزادیان  |